RSS
 

امام روح الله و بیداری اسلامی

۲۲ اردیبهشت

بیداری بهاریست که رویش ها و جنبش ها را شکل می دهد و این رویش ها و جوانه ها ، خود صلای بیدار باشی برای اهل نظاره است .

 

گاهیست که ، دیده ی مسلمانان منطقه ، به رویش های بهارِ بیداری ِ سی و دو ساله ی ِ انقلاب اسلامی بصیر ، و گوششان به صلای جوانه های این بهار همسایه،سمیع شده است . گرچه آغاز این تاثیر گذاری نه امروز ، بلکه از همان سالهای اول انقلاب بوده است و کمتر از دو سال از انقلابمان نمی گذشت که لبنان با غیرت ورزی جوانانش ، از سلطه و نفوذ آمریکا ، اسراییل و انگلیس رهایی یافت و امپراطوری در افغانستان شکست خورد . نقش حضرت امام روح الله(ره) به عنوان رهبر انقلاب اسلامی و امام امت مسلمان ایران ، در این تاثیر گذاری بی بدیل و بسیار پررنگ است.

 

مخاطب خاص امام گرچه مردم حاضر در صحنه ی جهاد ایران بوده اند ، اما پیام امام فراملّی و نه حتی محدود به حوزه ی جهان اسلام بود . نهیب های امام که : « ای علمای جهان ، من احساس خطر میکنم ! ….هان ای مسلمانان همه ی کشورها ، به شما هشدار می دهم ! ….ای مستضعفان همه ی دنیا ، به پا خیزید !» ، فریادهای احیاگریست که نهیب بیداری را به جان خسته و خفته ی همه ی مستضعفان دنیا زده و می زند . امام زنده کننده ی روحیه ی جهاد و هویت ظلم ستیزی مسلمانان بوده و هست . شخصیت الهی-سیاسی ایشان تبدیل به الگویی محبوب و مقبول است ، در جهان اسلام خصوصا و دنیا عموما…

نهال انقلاب از زمان پیروز بر غرب و شرق عالم ، تا به امروز که به درخت تنومند و باروری تبدیل شده است ، شبیخون و حرکت نرمی در جهت اشاعه ی تفکرات انقلابی و تحولات اسلام خواهی است . انقلاب اسلامی بدون نیاز به اقدام فیزیکی ، راه و پیامش را به همه ی دنیا صادر کرده و می کند . انقلاب اسلامی الگوی عینی حکومت اسلامی و مصداق حقانیت وعده ی نصرت خداوند است .

مسلمانان منطقه که در سایه ی حکومت های زبون و تحت سیطره ی غرب ، عزّت و هویت اصیل اسلامی خویش را از دست داده بودند ، با رصد شرایط انقلاب اسلامی و اقتدار و عزتمندی ایران ، به قدرت دین و معنویت در ایجاد تحولات مطلوب ایمان آوردند . پیروزی انقلاب ثابت کرد چنانچه مسلمانان ، با وحدت در مسیر حق مجاهدت کنند ، نصرت خدا شامل حالشان خواهد بود. بعد از پیروزی انقلاب و تا با امروز « ثبات و استمرار و استقرار نظام جمهوری اسلامی ، از جمله مهمترین عواملی بوده که ملت های منطقه و ملتهای مسلمان را امیدوار کرده است و می توان گفت نقش موثری در ایجاد این حرکت عظیم اسلامی و بیداری ایفا کرده است.».«… و ماندگاری نظام طی ۳۲ سال و تشکیل موفق نظام اسلامی و استحکام روزافزون و پیشرفتهای علمی و صنعتی » (۱) از جمله ی این عوامل تاثیر گذار است .

این در حالیست که در برخی کشورهای منطقه حتی ارزشهای اسلامی مورد هتک قرار میگرفت و مسلمانان از حداقل حقوقی که فرد در جامعه اسلامی دارد محروم می شدند . ارزشهایی مثل حجاب و امنیت اجتماعی بانوان و عدالت اجتماعی از جمله ی آنهاست . چنانچه دیدیم اولین تحرکات در تونس بعد از منع حجاب بانوان در دانشگاه و محدودیت های اجتماعی برای محجبه ها ، آغاز شد . و همین طور در همه ی کشورهای منطقه ، در کنار خشم ملّت از دخالت و دست اندازی های آمریکا و اسراییل در امورات داخلی آنها ، نارضایتی از بی عدالتی های اجتماعی غوغا می کند .

در نقطه ی مقابل ، «حرکت ایران به سمت عدالت اجتماعی ، حفظ اقتدار و استکبار ستیزی ، التزام به مبانی اسلامی و مردم سالاری» و مقایسه شرایط ، انگیزه ای در جهت اعتراضهای جدی تر در برابر حکومتهای مستبدانه شد .

آنچه انقلاب اسلامی به مسلمانان آموخت ، تفاوت اسلام آمریکایی با اسلام ناب و کامل محمدی ست آنهم نه در سطح نظریه پردازی بلکه الگوی موفق عینی . انقلاب ثابت کرد ، اسلام ناب ، اسلام مبارزه ، اسلام جهاد ، اسلام ظلم ستیزی و اسلام با رویکرد سیاسی ست و مسلمانان میتوانند با تکیه بر هویت اسلامی ، به توفیقات و عزتی که در آرزوی آن هستند دست یازند .

امام روح الله در صحیفه ی خود اشاره میکنند : عامل بیداری ، خودباوری ست . و منظور از “خود” ، هویت اسلامی مسلمان است و رسیدن به این باور که قدرت الهی بالاترین قدرتی ست که با تکیه به ان میتوان به غرب و شرق عالم پیروز شد . انقلاب اسلامی الگویی از این باور است که هیمنه ی پوشالی ایادی کفر و جهان بینی مادی را در هم شکسته و عاملی موثر در بازیابی هویت مسلمانان شده است .

آمریکا و صهیونیست کابوس این بیداری را از ابتدای انقلاب دیده اند و تاثیر آنرا در شکل گیری خاومیانه اسلامی و تقویت عزم و اراده ی مسلمانان پیش بینی میکردند و به همین جهت طرح خاورمیانه ی بزرگ را در دستور کار قرار داده و حمله به عراق و فتنه انگیزی در منطقه را دنبال کرده اند . و حتما در پی مصادره ی انقلابها به سود خویش خواهند بود و ید الله فوق ایدیهم ……

و اکنون ما پرده ها را از مقابل چشمانت کنار زدیم و دیده ات بینا شده است …

فَکَشَفْنَا عَنکَ غِطَاءکَ فَبَصَرُکَ الْیَوْمَ حَدِیدٌ﴿۲۲مبارکه ق﴾

پی نوشت:

(۱) جملات امام خامنه ای

میلاد زهرای مرضیه و فرزند خلفشان امام سید روح الله الخمینی مبارک.

 

 

لعنت به دشمن امام هادی(ع)

۲۰ اردیبهشت

<<<سامرا شبیه مدینه است .>>>

نه فقط ویرانی بارگاهتان که خاطرمان را به بقیع می برد

نه اینکه غربتش

و نه حس بلند دلتنگی که وجودت را فرا می گیرد

و نه حتی تنگی کوچه هایش

شبیه مدینه است به خاطر جای خالی مولایمان مهدی زهرا در خانه ی خود و سردابی که پر از جای خالی اوست. شبیه جای خالی اش در کوچه های بنی هاشم و انتقام سیلی….  شبیه جای خالی علی(ع) در خانه بعد اینکه دست بسته به مسجد کشانده شدو فاطمه(س) طاقتش را نداشت….

غربت سامرای شما شبیه غربت مهدی شماست.و راستش این تدوام غربت از غربت ما از قرابت اوست…

 

 

چرا شهدا به صحن دانشگاه آمدند؟

۲۰ اردیبهشت

نمایه یک

 

یکی دو برگه ، برای تبیین اهداف موضوع پایان نامه برای استاد راهنمایش می برد. ایشان از اساتید چهره در اصولگرایی و ارزش مداری بود. نوشته را به استاد داد و منتظر ماند خواندنش تمام شود. برایم تعریف می کرد:

استاد گفت : “خب، می دونید من هم جوونی ، اون سال های اول مقاله نویسی و ارشد ، همین جوری بودم . با همین ادبیات تند . ولی بعد پشیمون شدم و رویه ام را عوض کردم ! ببینید ، از یک سری اشخاص بهتره مستقیم نقل قوله نشه!! ، یک سری حرفام بهتره تو لفافه بیان شه.تندروی نکنید !  چون ممکنه چهره ای از شما به  جامعه علمی نشون بده که خیلی مورد پسند قرار نگیره و بعد نفوذ حرفتون رو کم کنه و این شما رو محدود می کنه . ”

تو دلم گفتم، اهل محافظه کاری نیستم. “محافظه کار به معنی کسی که از دینداری و انقلابی گری دنبال منافع شخصیست و تا پای آبرو و منافع به میان آید، به جای دین از خودش محافظت می کند.!!” من آمده بودم خرج راه شوم نه از حاشیه ی مسیر خرج خود کنم …

از استاد تشکر کردم و بیرون زدم. رفتم سمت مزار شهدای گمنام . با خودم فکر می کردم اگر استاد از رویه ی جوانی شان کنار نکشیده بود ، شاید الان کنار این شهدا بود.

 

نمایه دوم

با یکی از اساتید “نوسنت گرا! ” در اتاق کارشان قراری داشتم. کارم را تحویل دادم . زمان برگشتن، استاد سر صحبت را با پایان نامه باز کرد و به داستان یکی از خانمهای چادری کشاند و ادامه داد : ” سال پیش یکی از همین خانمهای چادری، خیلی هم محجبه و یکی از معاونان بسیج دانشجویی و خلاصه خیلی فعال، دنبال بورسیه دکتری خارج از کشور بود، همین استاد راهنمای شما، به خاطر قوی نبودن زبان خارجه نپذیرفت، با وجود همه ی این شرایط!!!! گفتم : امثال من از پوششمان دنبال منفعتی نیستیم .چادرمان هم ارثیه “انقلاب” نیست، ارث مادرمان “زهراست(ع)”.  استادم داشت توضیخ میداد و من هم در دلم که : “ما به خاطر پوششمان تشویقی نگرفتیم ، از هیچ نوعی و دنبالش هم نیستیم . بلکه برعکس همیشه مجبور به بهتر رفتار کردن، بیشتر تلاش کردن، بیشتر گذشت کردن، زیادتر درس خواندن و گاهی بیشتر فداکاری کردن هستیم.”

به سمت مزار شهدای گمنام صحن دانشگاه می رفتم و فکر می کردم : اگر خود را خرج کرده بودم ، امروز کسی به چشم منفعت طلبی و یا با انتظار منفعت طلبی به من و امثال من نگاه نمی کرد. بودنم با نبودنم چه تفاوتی دارد؟ مسئولیت و تکلیفم چیست؟ و برای چه خوانده شدم؟

یادمان رفته شاید ، از شهدای گمنام دانشگاهمان چه باید بیاموزیم ؟

- می خواهم بودنم با نبودنم ، آمدنم با نیامدنم، کار کردنم با کار نکردنم فرق کند. دوست دارم کنار مصرف تولید کنم …. اصلا امسال بیشتر از همیشه سال تولید است ….

استاد دانشگاه نشدن مهم نیست،  شاگرد اول نشدن و بورسیه نگرفتن … مهم جهاد شهید گونه و اصلا شهید شدن است!

 

نمایه سوم . .

به خاطر انقلابی نبودن، مصلحت اندیش شدن و منفعت طلب بودن و اصلا همین بودن ، شهدا شرمنده ایم !

 

 

 

 

پایداری بر گفتمان سوم تیر

۰۱ اسفند

گفتمان سوم تیر سال ۸۴ ثابت کرد ، قدرت هیچ ائتلافی بالاتر از قدرت اراده ی ملّت نیست . گفتمان سوم تیر یعنی پایداری ورزیدن بر اصول و دغدغه ی حل مشکلات کشور و مردم ، و این گفتمانی ست که اراده و آرا امت را به خود جلب میکند . گفتمان سوم اتیر اعتصام به حبل متین خداست و برای چندمین بار اثبات کرده است که ” ید الله فوق ایدیهم ” . “گرایش” به اصول اسلام و انقلاب و “پایداری” بر این “اصولگرایی” ، محور اصلی این گفتمان می باشد .

انتخابات پیش رو به جهت شرایط منطقه و بیداری اسلامی ، همین طور نگاه امیدوارانه این کشورهای برخاسته علیه استکبار ، به ایران و توفیقات سیاسی ، اجتماعی و .. آن ، همین طور تلاش دشمنان برای ایجاد اختلاف و التهاب در فضای رقابتی ، اهمیت بسیاری دارد . مقام معظم رهبری جریان اهتمام را به خوبی هدفگذاری کرده اند که اهم انها تلاش برای مشارکت بالا ، آرامش و سلامت فضای انتخابات است . تخریب جریانها و دروغ پراکنی از مواردیست که سلامت فضای رقابت ، اعتماد ملت به جریانها و مشارکت را کاهش میدهد . همین مسئله کلیدی ست برای تشخیص ولایت پذیری و پایمندی به اصول در میان کاندیدای مختلف . کسانی که فراتر از دغدغه های شخصی و حزبی ، به مصلحت کشور و جهان اسلام توجه داشته و در تشخیص اهم و وظایف خویش اشتباه نمی کنند .

 

 

نگاه به جریان سوم تیر ۸۴ و جبهه پایداری امروز ، ابدا نگاه حزبی نبوده و نباید باشد . جبهه پایداری جبهه مردمی ست که از میان خود و سایر کاندیدا – در هر شاخه ی اصولگرایی که باشند – به دنبال افراد اصلح جهت ورود به جایگاه خطیر قانونگذاری در مجلس است . اگر غیر از این می بود ، جایگیری برخی افراد از جبهه متحدین اصولگرایی در لیست جبهه پایداری انجام نمی شد . گر چه امید بود جبهه متحد با ائتلاف در اصول ، با جبهه پایداری به وحدت و ارائه لیست مشترک در تهران برسند ، اما نباید اجازه داد در شرایط فعلی ، دشمن از اختلافات گفتمانی موجود میان اصولگرایان سو استفاده کند ؛ بلکه جبهه متحد و جبهه پایداری باید به عنوان جریانهای حامی گفتمان امام و انقلاب ، با همکاری با یکدیگر ، از انتخابات به عنوان فرصتی برای نمایش اقتدار و مقبولیت جمهوری اسلامی استفاده کنند.

از تذکراتی که امام خامنه ای تاکید بسیاری بر آن داشته اند ، فراموش نکردن مردم و مشکلات آنها در جریانات سیاسی و رقابتهای حزببی ست . جبهه پایداری به دنبال تشکیل مجلسی اصولگرا و ولایی در پی حل مشکلات مردم و جامعه است . گفتمان سوم تیر ثابت کرده ، عدالت یکی از محورهای اصلی در جهت گیری های عملکردی جبهه می باشد . از نشانه های این اهتمام در جبهه پایداری ، تصمیم و برنامه ریزیی جدی برای کمیسیونهای مختلف مجلس و انتخاب افراد متخصص در حوزه های مرتبط است (اینجا) . این نشان میدهد جبهه با دقت و نیت تکلیف مدارانه به دنبال حل مشکلات و معضلات مجلس گذشته است.

و العاقبه للمتقین . یقینا خداوند یاور امت و نیتهای خالصی ست که به دنبال شایسته گزینی در انتخابات می باشند .

 
 

پارک کدوم ملت ؟!!!

۲۷ دی

پارک ملت در بهبه های سیاسی تبدیل میشود به حیاط خلوت اقلیت ملت! اخیرا هم با دعوت از آقای “افروغ”، چشم هر چی برنامه ی دم انتخاباتی بود ، درآورد !

کار به آنجا کشده که یک نفر با ادعای روشنفکری ، در سیمای عمومی ، خودش را به جای اکثریت ملّت گذاشته و از شکاف میان بدنه ی رسمی و ملّت حرف میزند ؛ مجری برنامه نیز ، ساده لوحانه راهکار حل فاصله می خواهد ! افروع بلافاصاله شکاف و فاصله را ، به حد مشارکت تعبیر ، و به آن مرتبط میکند . نهایتا هم از پذیرش مردم به عنوان عامل مشروعیت حکومت دینی سخن یاد میکند! . کیست که نتواند با یک جمع بندی ساده به تکرار حرفهای نوری زاد برسد ؟!!! مرجع ضمیر “این” ، در گزاره ی” این امر ، یک بار برای همیشه نیست ” ، بعد از مطرح کردن عقبه ی مردمی در جمهوری دینی ، جهت حفظ مشروعیت ، کدام مقام رسمی در حکومت است ؟!!!

 ”جناب افروغ”!، از نگاه شما این فاصله هست و اگر نباشد عجیب است ! شما از زاویه ی مردم و رهبر به حکومت نگاه میکنید و ملت نگاهشان امام و امت است . شکافی میان این امت و امامشان نیست ! و این حمایت و پذیرش حکومت الله از واضحاتییست که ملت بارها به نمایش گذاشته اند ! اسلامیت نظام بسته به پذیرش ولایت فقیه است و این اسلامیت اقتضای جمهوریت جمهور مسلمان ! عقبه ی مردمی نظام را حضور و مشارکت بالا در رای گیری ها و انتخاب با معیار ولایت پذیری ثابت کرده است ! افروغ با کنار هم گذاشتن چند گزاره ی ثابت شده ـ به زعم خود ـ و احساس خطر از تبدیل شدن حکومت به نظام قیومی و بسته شدن فضای نقد و تذکر به رهبری (!) ، سعی در اثبات این مطلب دارد که نه جمهور ، جمهور اول انقلابند ! و نه حکومت ، حکومتی که آن زمان امام روح الله بنیان نهاد ! و اشاره میکند اگر امام هم بود جمله ی خود را راجع به اینکه ” مجلس در راس امور است ” پس میگرفت ! ( کلا مجلس جایگاهی نداره – قانون کیلو چند ؟ انتخابات چیه ؟ اصلا نماینده فرستادن به مجلسی که تاثیری تو نظام نداره کار بی فایده ایه …. باید دیکتاتوری رو با انقلاب از بین ببریم ! مردم، بی خیال انتخابات ، ما از اول هم انتخابات را تحریم کرده بودیم ! خانه از پای بست ویران است !)

 آقای افروغ! ، جایگاه مجلس به خاطر جایگاه خطیر قانون در حکومت است . و سال ۸۸ بر ما ثابت شد آنان که با ادبیات شما سخن گفتنه اند ، حاضر به تمکین در برابر قانون هم نیستند !

آقایون مسئول در صدا و سیما ! درست است که به اعتراف خودتان :” ما در صدا و سیما سانسور نداریم “، اما این قبیل اظهار فضیلت ها(!)، نیاز به تبیین داشته و باید در جایگاه شبهه مطرح و برایش پاسخ داده شود . نه به این صورت که مجری با لبخند ژکوند متکلم وحده را معیّت کند !!!

آقای افروغ، از جمله نمایندگان داعیه دار اصولگرایی مجلس هفتم بوده، که امروز این گونه از اصول دفاع میکند! اصولگرایی ارزشی ست که همه را با آن محک می زنند ، و اتفاقا کم هم نیستند این دست دعاوی اصولگرایانه که از اصول دینی و قانونی فاصله بسیار دارد . حدیث مفصل از این مجمل بخوانید !!! ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 این جزوه هم حتما دانلود و مطالعه نمایید .

 
 

۲۳ دی

شهید مصطفی احمدی روشن

خون شهدا ، آب حیات شجره ی طیّبه ی انقلاب اسلامی است .

خون شهدایمان ، سیلابی ست که بیخ و بن از شجره ی خبیثه ی استکبار جهانی خواهد کند . آنچه در ما زنده تر میشود ، شور جهاد و شهادت طلبیست و آنچه به شما می رسد نفرت و رسوایی جهانی و آنچه دنیا می چیند از این طیّبات بیداری .

 آنچه بصیرت ملت ، دانشجویان و خانوادهای شهدا میبینند گوری ست که برای خویش می کَنید و گرنه شهدا زنده ترند از آنچه نزد خدا بدان ها روزی می رسد . به ما آبرو می دهید از رسوایی تان ! شهادت ها مدالهای افتخار می شود و سند زبونی و استیصال شما . و شمایید که از درک اینها عاجزید گرچه چاره ای هم نخواهید داشت و به اهداف خود نخواهید رسید ، مگر ایران از برگزیدگان مصطفی سیره ی روشن ضمیر خالی شود !

اینها پرده از نقاب ریاکارانه ی بشر دوستانه ی شما برداشته و پاسخ مکر خداست به تعریف و تصویر سازی تروریستی از تفکر شیعیان و مسلمانان جهان . سربازان خامنه ای زیر بار ظلم نخواهند رفت ، گرچه بر مظلومیت هایی که بدیشان می رود مباهات کنند !

سربازان خط حسینی تسلیم ترور ها و جنایاتتان نخواهند شد ، گر چه به شهدای به خون تپیده شان افتخار کنند ! سربازان ولایت دست از جهاد نخواهند کشید ، گرچه آرزوی شهادت در جانشان شعله ها بکشد ! ترس از شهادت که بچه گانه است ! و شما هیچ گانه نخواهید توانست دنیای بسیجی را با گوشه ی چشم عاشق و بصیر خودش ببینید ! بسیجی تیر رها شده از چله است که تا به هدف ننشیند ، آرام نمی گیرد !

بکشید ما را ، که عزممان دوباره راسخ تر شود ! بکشید ما را ، دلتنگ تبریک و تهیّت امام عشقیم ! ب

کشید ما را ، که هل من ناصر امام عشق ، تشنه ی لبیک شهادت طلبانه ی ماست !

 بکشید ما را ، که از ازل جاودانگی را با شهادت نوشته اند . و جاودانه ترینمان ، شهید ترین سالارمان ، حســــین(ع) ، پرچم دار ماست.

اربعـــین ، عطش زیارت دارد ؛ و خوش آنکه با خون وضو گرفته به دیدار می رود ……. *اللهم ارزقنا*

 _________________________________________________________________________________

 امام خامنه ای : در همین قضیه‌ى این ترورها، من عقیده‌ام این است که بچه‌هاى تشکل هاى دانشجوئى در این قضیه کوتاه آمدند؛ یعنى کم‌عملى نشان دادند. باید این قضیه را بزرگ میکردید. البته نه اینکه بزرگ کنید – چون خودش بزرگ است -همان جور که هست، منعکس میکردید. ما حتّى ندیدیم تشکلهاى ما پوستر این شهدا را هم چاپ کنند، منتشر کنند، پخش کنند، یادمان اینها را نگه دارند.نه، این موضوع اصلاً نباید فراموش شود؛ این کار کوچکى نیست.

 

اَلــَـــک دوم انقلاب ؟

۱۸ دی

انتخابات پیش رو از این جهت که اولین انتخابات بعد از فتنه ی ۸۸ و سقوط جریان دوم خرداد و اصلاح طلب است ، واجد اهمیت بسیاریست . دشمنان ملت ایران نیز بیکار نیستند و برای به آشوب و اغتشاش کشاندن صحنه ی انتخابات تلاش میکنند (+) . جبهه اصلاح طلب نیز علی رغم شعار تحریم انتخابات و حضور حداقلی ، کاندیدای بسیاری را روانه ی صحنه ی رقابت کرده و چه بسا عضوگیری مجددی میان کاندیدای دیگر احزاب کرده باشد! و جریانی مخفی تحت لوی احزاب دیگر و یا به صورت آزاد، روانه ی صحنه ی رقابت و مجلس کند ؛ بنابراین اکتفا کردن به لیستهایی که از احزاب مختلف ارائه میشود اعتمادی سطحی ست .

حضور جبهه پایداری در انتخابات ، زمینه ی مشارکت بیشتر و شور مضاعف در عرصه ی رقابتی و انتخاباتی خواهد بود ، اما راجع به اتحاد جبهه با جریان اصولگرا ، بحث های بی پاسخی وجود دارد . اعلام وجود جریانی که با فتنه و بدنه ی آن ،حلقه ی انحراف و ساکتین فتنه ، مرزبندی شفاف داشته باشد ، به جا و بلکه ضروری بوده، اما با توجه به شرایط داخلی و اوضاع منطقه ، نیاز به وحدت و حضور قدرت ائتلافی و یکپارچه ،ضرورت غیر قابل چشم پوشی می باشد . مسلما ما به مرزبندی با گروه ساکتین در فتنه معتقدیم . اما با رصد شرایط امروز به نظر میرسد “اکنون” زمان مناسبی برای اَلــَــک خواص نباشد . یا اگر زمانش رسیده ، مردم باید به این تشخیص برسند و این اَلــَــک ، نیاز دارد که از پایین به بالا اتفاق بیوفتد نه برعکس . حتما ملتی که به فضل خدا حماسه ی ۹دی را آفرید ، خواهد توانست به تشخیص درست در مورد عملکرد خواص در فتنه برسند . این دسته بندی ها و شتاب از بالا به پایین برای اَلــَــک کردن خواص بی بصیرت از مناصب حساس ، ممکن است نتیجه ی عکس دهد .

 گرچه جبهه پایداری به نیّت جریان سازی وارد صحنه نشده و نامگذاری “جبهه” ، به دلیل حفظ هویت مردمی و آزادی از زد و بندهای سیاسی ست ، اما نمی توان انکار کرد که حضور هر گروه و جبهه ای در انتخابات، در بین ملت و خواص جریان سازی خواهد داشت . و آنچه که به فتنه بال و پر میدهد ، وجود همین چند دستگی ها و جریانهای متقاطع داخلی ست . اگر جبهه و اتحاد اصولگرایان در ایدئولوژی یکی باشند _ که هستند _ باید “با هم ” ، از اشتباهات افراد عبور کرد و در مشترکات به تفاهم برسند . دادن لیست مشترکی که مورد توافق طرفین باشد ، راه حل مناسببی ست که انشالله به نتیجه برسد . میدانیم ساکتین فتنه دیر یا زود سقوط میکنند و مناسب منصبهای حساس نیستند . قبول داریم مجلس امروز در کنار مصوبات مثبت و کارگشا ، سیاهه ای نیز از عدم تمکین به منویات مقام معظم رهبری در پرونده دارد . و درست است که مجلس امروز ، با آرمان ملّت فاصله بسیاری دارد .

می دانیم مرزبندی با بی بصیرتان و ساکتان لازم است ، قبول داریم خیرخواه بی بصیرت با ساکت معاند قابل جمع نیست ! اما شاید ” زمان ” این تصفیه امروز نباشد . یا فاعل این الک باید خود مردم باشند . فتنه ی ۸۸ مرحله ی اول تصفیه ی نظام از منافقان دانه درشت انقلاب بود و مردم و نظام برای این تصفیه هزینه ی زیادی پرداخت و درآمد زیادتری نیز کسب کرد ! اما باید دید امروز در این شرایط ، و خیز دشمنان برای فتنه ، زمان اَلــَــک دوباره انقلاب فرا رسیده ؟ آیا تحمیل هزنیه ی زود هنگام به نظام ، با توجه به شرایط منطقه و اختلاف انگیزی دشمنان نظام ، مناسبتر از سکوت و منتظر ماندن برای پاسخ ملت برای انتخاب یا طرد است ؟ مسلما انتظار پذیرش اشتباه مردودین، از هیچ جبهه و جریانی نیست ، اما به نظر میرسد ، هم جبهه میتواند مشترکاتی میان خود و متحدین پیدا کند ، و هم ائتلاف اصولگرایان لازم است با این نگاه که جبهه میوه ی بصیرت ملت و شامل نمایندگانی از مردم حماسه آفرین ۹ دی هستند ، به همکاری و مشارکت خوبی در معرفی نخبه های سیاسی و فرهنگی به مجلس نهم داشته باشند ، انشالله . . . . .

 
 

قُم فانذر

۰۸ مهر

چشمانم از میان شیشه ی خاکی و کثیف قطار ، “دو دو ” میزند حریم یار را . یاد
دارم بعد از ایستگاه سلام ، مسافت زیادی تا مشهدش نیست …. ایستگاه “سلام” …..
.برای اهل دل ایستگاه سلام ، بارگاه کریمه ی موسی (س) ، فاطمه ی معصومه  است . و یا
حتما اهل ولا از هر کجا که سلام دهند ، جواب می شنوند : علیکم السلام ؛ شما داخل
حصن حصین ولایت مایید هر کجا که باشید . ….  * اللهم الرزقنا*

 

لابد ، خداوند شما را به جبران فقرمان در سعی حج بیت الله ، و خواهرتان را به
جبران غممان در دوری مدینه و ناپیدایی مزار مادرمان زهرا(س) ، به ما شیعیان داده
است . و اگر درست تر بگویم ، مشهد ، کربلای شماست و فاطمه ی معصومه هم شهیده ی عطش
دیدار شما !

شما هم شبیه جد غریبتان حســــــین (ع) ، دور از وطن شهیدید و همه جا شاهد ، و
زینبی دارید هم نام فاطمه (س) .

 

مشهدی! کربلایی ! حاجی ! امام رضایی یعنی همه ی اینها . و شما خودتان به زائران
مزار فاطمه ی معصومه (س) بشارت داده اید که زائران من در طوس خراسانید !

 

 

قم مدفن شاهده ایست که نسیم سلام رضای آل محمد و قائم ایشان ، فضای نورانی آن
حریم را معطر کرده است .

شاهده ای که شهادتش شبیه عمه اش زینب است و شبیه هر جهادگری که در راه خدا و
ولیّ خدا کوشیده و ایستاده است . هر شهید و شهیده ای که لبیک گفته دعوت “قُم فأنذر”
را ؛خواه در کارزار دشمن بمیرد خواه در بستر بیماری.

“قُم فأنذر” ، یک شأن نزول دارد و هزاران هزار مصداق ! خطاب آیه حتما من و
شماییم که ” مثنی” و “فردی” به جهادمان خوانده اند . شاهد تکلیفمان بعد حدیث معصوم،
کلام روح الله است که : ” برای خدا قیام کنید ” .

قُم به سوی مَشهد !

این مشهد ، مشهد نفس اماره ات باشد ، مشهد علایق و دلبستگی هایی که در مسیر خدا
نبوده است ، مشهد همه ی آنچه جدا از مسیر مشهد الرضاست !

از قم به مشهد راه باید گرفت ! و ما حق داریم که گه گاهی به قُم شما نمی رسیم !
اهل قم نیستیم راستش ! اهل قم ، منتطر قامت قائم آل محمد(عج) است . و در انتظار
“قُم” اش در قیام ایستاده ! و شهادت را جز به اهل قم و جهاد نمی دهند . اهالی
مَشهَد حتما از اهالی قُم بوده اند .

صلی الله علیکِ یا فاطمه ، اشفعی لنا فی الجنه ! جنت شیعه ، رضای آل محمد است
…..

 

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

شماره دوم نشریه الکترونیکی باب الجواد منتشر شد .

 

” دهه کرامت تا کرامت تهنیت ، و از زائران ویژه ی ایشان در این ایام التماس دعا

 
 

جَاء الْحَقُّ وَزَهَقَ الْبَاطِلُ إِنَّ الْبَاطِلَ کَانَ زَهُوقًا

۰۱ مهر

قُلْ جَاء الْحَقُّ وَمَا یُبْدِئُ الْبَاطِلُ وَمَا یُعِیدُ….. بگو حق آمد و [دیگر] باطل از سر نمیگیرد و برنمی‏گردد

 

 

واضح است جایی که سخن حق ظاهر شود ، باطل جایگاه و حضوری نخواهد داشت . منطق قرآن و اصلا وعده ی قرآن است که با آشکار شدن حق ، باطل را به شما می نمایانیم و نابودش میکنیم .

آمریکا و ایادی اش و همه ی آنان که بر این فرار مزدوارن تاکید داشته و خرده میگیرند بدانند : ترک جایگاه نه تنها برای ملت ایران امر دهشت ناک و عجیبی نیست بلکه سمبل و نوید تحقق وعده های الهی و سبب رسوا شدن و شناساندن جبهه باطل است . الحمدلله که خدا دشمنان ما را احمق قرار داد !

“دم جارو که بسوز، موش حساب کار خودش را میکند ! ” . ترک جایگاه در برابر عدالت خواهی و استکبار ستیزی یعنی همراهی با استکبار . ملت ایران دشمنان خود و دشمنان خدا را هر ساله در این رفتار سرشماری میکنند !

 

بَلْ نَقْذِفُ بِالْحَقِّ عَلَى الْبَاطِلِ فَیَدْمَغُهُ فَإِذَا هُوَ زَاهِقٌ وَلَکُمُ الْوَیْلُ مِمَّا تَصِفُونَ

 

اگر اهل عبرت بودید از عاقبت هم پیمانانتان پند میگرفتید . و حتما نوبت به شما هم خواهد رسید . جبهه ی باطل نابود شدنی  و رفتنی ست و این خود شمایید که برای رفتن ، عجله دارید !

 

و العاقبه للمتقین

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

این مقایسه رو مطالعه کنید +

 

هوایی نگاه مهربان توام …باز

۲۴ شهریور
زنجیر، زنجیر دل که به پنجره ی چشمان بینهایت ضریح توسّلت گره خورده و زانوانی که در حضور و سلطنت چشمانت  به زمین عادت کرده است.

 

نعلین دنیا زدگی و خودپسندی را از پای ارادتم میکَنم و دست به سینه ی نوکری میگذارم.

سر قرار همیشگی مان ، پایین پا ، صحن آزادی ، سکوی ورودی ایوان طلا. حرم شلوغ هم که باشد ، انگار خلوتگاه من و توست. دم در حریمت مینشینم که بیشتر نگاهم کنی …

قبلتر استغفار کرده ام که جامه ی متعفن گناه بر جانم نباشد و حریم ملائک را آلوده نسازم. اما هنوز شرم ورود دارم .  شرم اذن ورود حتی!

 

 

خانه های حرم را میگردم، خانه ی هدایت، خانه ی حجت، خانه ی ولایت، خانه ی زهد، خانه ی عبادت …. هر کسی گوشه ی خود را می یابد. صحنها را قبله قبله میجویم، به امید آنکه پا به قدمگاه مهدی(عج) گذارم .

بابهای اجابتت را مرور میکنم. باب الجواد را ، که دری از درهای ورود حرم نیست , هزار باب حریم اجابت است که از دل هزاران حاجتمند به آستان توسل ابا الجواد پل میخورد. باب الجواد، باب توسل دل است و ورود به آن از همه ی درهای اشک و دلشکستگی میسّر است .

شبیه باب الزهراء که از دل زائر به اینجا باز میشود و عجیب نگاه مهربانی رضایش(ع) را میخرد.

میهمان تو حس میهمان ماه خدا را دارد . سلام ٍ وداع با تو شبیه ترین حس به سلام ٍ وداع با رمضان است. همان مزه تلخ، و همان گونه وحشت آور…..

روبروی ایوان طلای صحن آزادی ، چشم به ضریحت دوخته ام و دلم به وداع با تو رضا نمیدهد. مغرب نزدیک میشود و من همچنان در تلألو شمس وجودت، میل به عبور ندارم. درهای حرم بسته میشود و هیاهو دلم را میخورد. از دست رفته و دگرگون حال!

گوشی همراهم را صدا زدی! ….. نوشته بود : “ماه بعد ، قرارمان مشهد الرضا. میآیی؟”

 

به نشریه ی الکترونیکی باب الجواد هر دو هفته سر بزنید .

 
 
 

Get Free Google Page Rank